2014 Sep 21

 | 30 شهر 1393

موسسات و اندیشکده ها آمریکایی و غربی درباره ایران چه گفته اند

1 ارديبهشت, 1392 - 12:37|
موضوع:
الماتی2

امریکا؛ نگاه نو–  موسسات پژوهشی و اندیشکده های غربی و امریکایی گزارش ها و تحلیل های خود را درباره ایران  به  موضوع مذاکرات هسته ای الماتی 2 و یک، نتایج آن  و چشم انداز گفت وگو گروه 1+ 5 و تحریم ها علیه تهران اختصاص داده اند.

مهم‌ترین اتفاقی که اندیشکده‌ها پیش از مذاکرات به آن پرداختند، «انتشار گزارش آژانس» و اظهارات مدیرکل این نهاد هسته‌ای نسبت به فعالیت‌‌های اتمی ایران بود.

«نشنال‌پست» با اشاره به بازتاب جنگ روانی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه جمهوری اسلامی، اظهار داشته است که «ایران احتمال دارد به دنبال سلاح هسته‌ای باشد و آژانس شواهدی در دست دارد که نشان می‌دهد که فعالیت‌هایی در این خصوص در گذشته و حال، جریان داشته است.»

 دقت در سخنرانی «یوکیا آمانو» نشان‌‌دهنده‌ی این گزاره‌ی دوسویه است که از یک ‌‌سو تأکید وی بر «احتمالات»، نشان‌‌‌دهنده‌ی عملکرد غیرفنی و غیرحقوقی این نهاد به اصطلاح نظارتی است و از طرف دیگر، زمینه‌ای (خواسته یا ناخواسته) در خدمت فشار در مذاکرات آلماتی2 علیه تهران ایجاد می‌شود.

تداوم چنین سناریونویسی را در گزارش «نیویورک‌تایمز» می‌توان به ‌‌خوبی مشاهده کرد که چند روز پیش از شروع این مذاکرات، اظهار داشت: «مذاکرات ایران و شش کشوری که می‌خواهند برنامه‌ی هسته‌‌ای ایران را محدود کنند، در حالی از سر گرفته می‌‌شود که نشانه‌ی کمی از آن وجود دارد که ایران بخواهد در برابر تسهیل تحریم‌ها، محدودیت‌هایی را در خصوص اورانیوم غنی‌شده‌ی خطرناک خود بپذیرد.»

این گزارش اذعان داشته است که مقامات آمریکایی و اروپایی اصرار دارند «آلماتی2 آزمونی برای ایران است که باید به پیشنهاد 1+5 که در فوریه‌ی گذشته ارائه شده، پاسخ دهد.» آنچه در این گزارش و چند گزارش مشابه نیز مشهود است تلاش برای تأکید بر این گزاره است که «پیش‌‌رفت در مذاکرات بسته به خواست ایران دارد.» این همان چیزی است که از آن تحت عنوان «سرکشی ایران در مذاکرات بر سر برنامه‌ی هسته‌ای» یاد شده بود.

آخرین تحلیل‌های «بازدارنده‌»ای که پیش از مذاکرات بررسی شد، تحلیل «اندیشکده‌ی راهبردی بروکینگز» در خصوص وضعیت هسته‌ای و مذاکرات، با بررسی نظرات «خاویر سولانا»، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه‌ی اروپا بود. این اندیشکده با تعریف رویکرد در حال سقوط «توافق» بین شش کشور، حصول اجماع بین چین و روسیه با 4 کشور دیگر را شبیه به یک معجزه قلمداد کرده و به بیان این موضوع پرداخته است که «روسیه و چین به طور خاص، در صورت به بن‌بست رسیدن مذاکرات آلماتی در روزهای پنجم و ششم آوریل، با وضع فشار و تحریم بیشتر علیه ایران مخالفت خواهند کرد.»

 چنین هشدار دادنی به غرب، آن هم توسط فردی چون سولانا، نشان‌دهنده‌ی وجود «اتحادی در حال فروپاشی در مقابل ایران» است. سولانا اظهار داشته است که «من فکر می‌کنم میزان اتحاد و یک‌‌پارچگی 1+5 در حال از بین رفتن است» و علت اصلی آن موضوع سوریه است.

 مؤسسه‌ی بروکینگز همچنین پیش از مذاکرات، مشاور هسته‌ای ارشد باراک اوباما در دور اول ریاست‌جمهوری وی، یعنی «گری سیمور» را دعوت کرده بود تا در مورد مذاکرات پیش ‌‌رو، تحلیل‌هایی داشته باشد. وی نیز بیان داشت که «من نسبت به نتیجه‌ی این مذاکرات آن‌‌چنان خوش‌بین نیستم و فکر می‌کنم که تعیین یک هدف در این دور از مذاکرات یک اشتباه باشد.» سیمور اضافه کرد که «هر دو طرف از دیپلماسی در جهت رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. ایرانی‌ها از دیپلماسی استفاده می‌کنند تا نشان دهند که پیشرفت وجود دارد و تحریم‌های بیشتر هیچ توجیهی ندارند.»

 وی که کارگزار «مدرسه‌ی دولتی کندی در دانشگاه‌ هاروارد» است، می‌افزاید: «آمریکا نیز از دیپلماسی در جهت اثبات بی‌جهت و بی‌منطقی ایران و برای اثبات ضرورت تحریم بیشتر استفاده می‌کند و این پروسه به همین منوال ادامه خواهد یافت و اگر این دور از مذاکرات بدون نتیجه به پایان برسد، آمریکا و سازمان ملل به دنبال وضع تحریم‌های بیشتر خواهند بود تا فشار را بر ایران افزایش دهند و من فکر می‌کنم ایران می‌تواند بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری ماه ژوئن، برای پذیرش این توافق کوچک تصمیم‌گیری کند.»

چنان‌‌ که مشاهده می‌‌شود، پیش از مذاکرات، تحلیل‌‌ها بر سر نافرجام بودن مذاکرات، فشار بر ایران برای امتیاز گرفتن و قرار دادن ایران در موقعیت «بازیگر ترسو» است.

 *تحلیل‌‌ها پس از مذاکرات

 شرایط پس از مذاکرات آلماتی2 نیز مانند سایر مذاکراتی که ایران با آن درگیر بوده است، با چند گزاره‌ی‌ مشابه که توسط اندیشکده‌ها مطرح بوده سروکار داشته است. «المانیتور» در مطلبی با عنوان «گفت‌‌ و گو های هسته‌ای ایران نیاز به بازآرایی دارد»، نوشت گفت‌‌وگوهای هسته‌ای پنجم و ششم آوریل در قزاقستان، با یک وضعیت  آشنا پایان یافت.

«ایران مایل به تسلیم شدن به درخواست‌های غرب درباره‌ی برنامه هسته‌ای خود، بدون به ‌‌رسمیت شناخته شدن حق غنی‌سازی اورانیوم و تهیه‌ی نقشه‌ی راه برای برداشتن تحریم‌‌ها نیست.» این تحلیل در اظهاراتی با توجه به اینکه غرب در مذاکرات با پاسخ‌ها و پیشنهادات جزئی ایران مواجه بود و نمی‌توانست این را کتمان کند، اظهار داشت که «ایران و گروه 1+5 باید دستور کار خود را طوری بازآرایی کنند که شامل بیانیه‌ای مصالحه‌جویانه درباره‌ی حق ایران برای غنی‌سازی، نقشه‌‌ی راهی برای برداشته شدن تحریم‌های سازمان ملل و اتحادیه‌ی اروپا و آمریکا و بحث فوری درباره‌ی‌ مسائل امنیتی منطقه‌ای، از جمله سوریه باشد.»

«جزئی‌تر شدن مذاکرات» بُعد دیگری بود که اندیشکده‌ها نتوانستند از توضیح آن اجتناب کنند. «المانیتور» اشاره کرد که گفت‌وگوهای آلماتی، نسبت به نشست‌های گذشته، بیشتر به جزئیات و مسائل اساسی پرداخت که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به 40‌ تا ‌30 دقیقه پرسش و پاسخ میان «وندی شرمن»، معاون وزیر خارجه‌ی آمریکا در امور سیاسی و نماینده‌‌ی این کشور در مذاکرات و «سعید جلیلی» اشاره کرد که در آن «شرمن از جلیلی سؤالات خاصی پرسید و وی به آن‌‌ها پاسخ داد.»

نویسنده‌ی این اندیشکده اظهار می‌دارد که «اکنون به‌‌ صورت قطع، توپ در زمین گروه 1+5 است.» اما این دلیلی بر این نمی‌شود تا المانیتور از پیگیری خط شکست در مذاکرات دست بکشد و آن را دنبال نکند.

آنچه در تحلیل‌‌های پس از مذاکرات توسط اندیشکده‌‌های دنیا روایت می‌‌شود، تلاش برای تأکید بر جزئی‌‌‌تر و جدی‌‌تر شدن مذاکرات است؛ به ‌‌گونه‌‌ای که این اندیشکده‌‌ها از گفت‌وگو‌‌های دوجانبه و چندجانبه در این مورد حرف می‌زنند. نیز از دیگر موضوعات پیگیری‌شده پس از مذاکرات می-توان به دنبال کردن خط «شکست مذاکرات» اشاره کرد.

** تحریم‌ها علیه ایران

 این دومین موضوعی است که بیشترین حجم از بررسی و تحلیل را در اندیشکده‌های دنیا، که در خصوص موضوع ایران در فروردین ماه 92 قلم رانده‌اند، به خود جلب کرده است. «تحریم‌های یک‌‌جانبه‌ی آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا از یک سو و تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل» در اندیشکده‌های دنیا، از دو منظر مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از این اندیشکده‌‌ها بر آن‌اند که تحریم‌ها اثر مثبتی بر تحدید سیاست‌های سیاسی و اقتصادی ایران داشته است و برخی اندیشکده‌ها نظر مخالف آن را دارند که در زیر، این دو طیف دیدگاه را بررسی می‌‌کنیم.

طیف نخست؛ واقع‌نگری اثر تحریم‌ها

 «اندیشکده‌ی امریکن اینترپرایزر» در گزارشی به قلم «مایکل روبین» نوشت: «مقامات ایران به طور منظم پیشرفت‌هایی را در زمینه‌ی صنایع تسلیحاتی داخلی خود اعلام می‌کنند. برای مثال، این مقامات در ماه‌های اخیر هواپیماهای بدون سرنشین، جنگنده و موشک‌های ضدهوایی و زیردریایی‌های جدیدی را عرضه کرده و حتی وعده‌ی ساخت یک ناوِ هواپیمابر را نیز داده‌اند.» گزارش این اندیشکده همچنین افزوده است که «هم آمریکا و هم اتحادیه‌ی اروپا، تحریم‌های یک‌‌جانبه‌ای را بر شرکت ملی نفت‌کش‌سازی ایران (NITC) تحمیل کرده‌اند تا فشار بیشتری بر صادرات نفت ایران وارد کنند تا بتوانند در زمینه‌ی برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی امتیاز بگیرند.» این اندیشکده نتیجه‌ی این اقدام را این ‌‌گونه برای غرب منفی می‌‌داند که «از آنجا که تحریم‌ها می‌تواند خرید نفت‌کش‌های جدید را برای NITC با مشکل روبه‌رو سازد، ساخت نفت‌کش بومی می‌تواند برای حکومت ایران یک پیروزی تلقی شود.»

این البته رویه‌ی مثبت نسبت به تحریم‌هاست که «اینترپرایزر» آن‌‌ را این‌‌ گونه بیان می‌کند: «اتحادیه‌ی اروپا استفاده از پرچم کشورهای ثالث را بر کشتی‌های ایرانی ممنوع کرده؛ راهکاری که ایران برای دور زدن تحریم‌ها به کار گرفته است.» این اندیشکده نتیجه می‌‌گیرد: «این بدان معناست که دولت ایران راهکارهای خود را تغییر داده و تلاش می‌کند تمام جنبه‌های صنعت نفت، از استخراج تا تحویل را در دست خود بگیرد. مسئله‌ی مهم‌تر برای سیاست‌‌گذاران آمریکا و اروپا چالش امنیتی ناشی از نفت‌کش‌های ساخت ایران برای کشتیرانی بین‌المللی و امنیت بندرگاه‌هاست.»

 در راستای مثبت ارزیابی کردن اعمال تحریم‌ها علیه ایران، «پاتریک کلاوسن» در مکالمه‌ای که «اندیشکده‌ی واشنگتن» آن را منتشر کرده است، به بررسی «بودجه‌ی سال آینده‌ی ایران و نقش فروش نفت در این بودجه» می‌پردازد. او معتقد است که «ایران با وجود مشکلات، در حال طی کردن گذار به یک اقتصاد غیرنفتی است.» وی با پیروز خواندن این اقدام برای ایران معتقد است که «کشورهای غربی برای تحت فشار قرار دادن ایران، باید به دنبال راه‌های دیگری باشند.» وی با بیان اینکه نقش نفت در اقتصاد ایران رو به کاهش است، اظهار می‌دارد: «این نتیجه‌ی سیاست‌های غرب در قبال ایران است؛ چنان که رهبر ایران برای اولین بار در سخنرانی نوروزی خود در 21 مارس (2 فروردین) اذعان کرد که محدودیت‌های صادرات نفت تأثیر بسزایی داشته است و این به خاطر کاستی‌هایی است که ما از آن رنج می‌بریم. مشکل اقتصاد ما این است که به شدت متکی به فروش نفت است.»

 «شورای ملی ایران‌آمریکا» در گزارش راهبردی خود نوشت: «آمریکا از اهرم فشار خود بر سیستم مالی بین‌المللی، به منظور ایجاد جامع‌ترین رژیم تحریم‌های یک‌‌جانبه در طول تاریخ علیه ایران، بهره گرفته است. این رویه نقشی کلیدی در متقاعد ساختن اتحادیه‌ی اروپا جهت اجرای تحریم‌های یک‌‌جانبه‌ی خود، با هدف محاسبات هسته‌ای ایران و وادار کردن آن کشور به تن دادن به معامله داشته است.» این اندیشکده به واقع بیان می‌دارد «اگرچه مسئولین نظام به طور آشکارا تأثیر ویرانگر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران را مورد تأیید قرار می‌دهند، اما عوامل اقتصادی دیگری از جمله سوءمدیریت و فساد را نیز مقصر می‌دانند.» نتیجه‌ی این تحلیل‌‌ها این ‌‌گونه تأویل می‌‌شود که ایرانی‌‌ها در مقابل تحریم‌‌ها به لحاظ روانی دچار فروپاشی نشده‌‌اند.

 «پاتریک کلاوسن» در تحلیل خود در اندیشکده‌ی واشنگتن اشاره کرده است که پیدا کردن جایگزین برای سیاست‌های غرب، نیاز به مطالعه‌ی بیشتر دارد، اما نکات کمی از این تحلیل مزیت‌ها ذکر شده است. «یکی از این نکات این است که تحریم‌‌ها به همه‌ی صادرات ایران کار دشواری است. بازداشتن چین، ترکیه، هند و دیگران از خرید نفت ایران به اندازه‌ی کافی دشوار بود. بازداشتن آن‌ها از خرید کود ایران نیز سخت‌تر است.»

 «مؤسسه‌ی مطالعات خاور نزدیک واشنگتن» در گزارشی اظهار داشته است: «تا به‌‌ حال تحریم‌های بین‌المللی، کاهش درآمدهای نفتی ایران را نشانه گرفته‌اند؛ اما تهران ظاهراً با پذیرش رنج این تحریم‌ها تصمیم گرفته که نقش نفت را در اقتصاد خود کاهش دهد.» وی با بیان این مقدمه نتیجه می‌‌گیرد که «این، استراتژی غرب را کم اثر می‌کند.» این اندیشکده بیان می‌کند که «در حقیقت رویکرد حکومت ایران در درازمدت به نفع تهران خواهد بود.»

این اندیشکده بیان داشته است که «جمهوری اسلامی در حال تجربه‌ی شکوفایی اقتصادی بدون اتکا به نفت است. بدون صادرات نفت، ظرفیت ماندن در زمره‌ی کشورهای با درآمد متوسط را داراست و ذخایری که سرمایه‌گذاری برای این گذار (انتقال) را در این دوره فراهم کند.»

 همچنین برای نتیجه‌گیری در خصوص مثبت ارزیابی کردن یا بازتاب نگاه واقع‌‌بینانه نسبت به اعمال تحریم‌‌ها توسط اندیشکده‌‌ها، به گزارش «فارین پالیسی»، به نقل از «شورای ملی ایران‌آمریکا»، که «استفن والت» به آن اشاره می‌کند، نگاهی می‌اندازیم. این گزارش بر مبنای مجموعه‌ی وسیعی از مصاحبه‌ها با مقامات ارشد ایران، تحلیل‌گران و اعضای جامعه‌ی بازرگانی ایرانی تهیه شده است. در این گزارش تأیید شده است: «تحریم‌‌هایی که از سوی آمریکا هدایت می‌شوند ‌ـ‌جامع‌ترین تحریم‌ها در طول تاریخ‌ـ‌ به ‌‌راستی ضربه‌ی سختی وارد کرده‌اند.» اما علاوه بر آن، نتیجه‌گیری شده است که «تحریم‌ها نتوانسته‌اند سرعت برنامه‌ی‌ هسته‌ای را کاهش دهند. برنامه‌ی هسته‌‌ای در بهترین شرایط، اصلاً تحت تأثیر تحریم‌ها قرار نگرفته و در بدترین شرایط، تا حدودی توسط آن‌ها هدایت شده. به این معنی که تشدید تحریم‌ها، به عنوان اهرم فشار، باعث شده ایران برنامه‌اش را بنا به همین دلیل پیش ببرد.» والت در این گزارش اضافه می‌کند که «ما سعی داریم ایران را تهدید کنیم، در حالی که هیچ کشوری تمایلی به تسلیم شدن در برابر تهدیدها را ندارد.» این نظریه‌پرداز نظریه‌ی رئالیسم تدافعی در روابط بین‌‌الملل، نتیجه می‌‌گیرد: «چون نگران است این کار صرفاً منجر به فشار بیشتری شود.»

 *منفی‌نگاری اثرات تحریم

 در حوزه‌ی منفی بودن اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران، وجود یک گزارش از اندیشکده‌ی آمریکایی «بنیاد صلح بین‌المللی کارنگی» برای این مورد کفایت می‌‌کند. «کارنگی» گزارشی تهیه کرد که چند روز فضای رسانه‌ای پیرامون ایران را تحت تأثیر خود قرار داد. گزارش این اندیشکده، ضمن پرداختن به ابعاد مختلف و همین ‌‌طور تاریخچه‌ی بحران هسته‌ای، ادعا کرده است که «هزینه‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران بیش از 100 میلیارد دلار است.» این گزارش، با توجه به وقوع زلزله در اطراف بوشهر، تحلیل‌‌ها را به این سمت برده و اشاره به خطرات موجود در زمینه‌ی مسائل ایمنی تأسیسات هسته‌ای ایران، به خصوص رآکتور هسته‌ای بوشهر کرده و عنوان داشته است: «فشارهای اقتصادی و حتی اقدامات نظامی احتمالی غرب، قادر به متوقف کردن پیشرفت‌های هسته‌ای ایران نیست.»

در این مقاله آمده است: «اودیسه‌ی هسته‌ای نیم‌قرنی ایران، با هزینه‌های مالی هنگفت، مخاطرات غیرقابل پیش‌بینی و انگیزه‌های نامشخص همراه بوده است.» این منفی‌‌ترین برآوردی بود که در طی یک ماه اخیر، فضای مجازی را تحت تأثیر خود قرار داد و تمام رسانه‌‌های داخلی و خارجی، که در قامت اپوزیسیون قرار دارند، به هزینه‌ی 100 هزار میلیاردی به عنوان نتیجه‌ی پیگیری برنامه‌ی هسته‌‌ای اشاره کردند.

* نقش ایران در منطقه و جهان

 یکی از موضوعاتی که غرب به بهانه‌ی برنامه‌ی هسته‌ای بر ایران تحمیل می‌کند، تلاش برای منزوی کردن این کشور بوده و هست، اما علی‌رغم فشارها، غرب در دستیابی به این امر ناتوان بوده است. گزارش مؤسسه‌ی یهودی «امور امنیت ملی (جیسنا)»، ‌در مقاله‌ای به قلم «دیوید پی کلامن»، اشاره می‌‌کند که «دولت اوباما نتوانسته جهان را متقاعد کند که در ادعای خود مبنی بر حمله به ایران، در صورت عدم توقف برنامه‌‌ی تسلیحات هسته‌ای این کشور جدی است.»

 این گزارش افزوده است: «تحلیل بازارهای انرژی نشان می‌دهد که ریسک تجارت نفت خام امروزه بیشتر از سهام و ارز نیست. این اندیشکده با اظهار اینکه دولت اوباما در کنترل ایران ناموفق بوده» اظهار داشته است که «حتی چین که گفته می‌شود در زمینه‌ی واردات انرژی (که اقتصادش بدان وابسته است)، محتاط عمل می‌کند نیز نشان داده که نگرانی چندانی درباره‌ی چشم‌انداز آتی اختلال در جریان نفت خلیج فارس، به واسطه‌ی اقدام نظامی آمریکا علیه ایران ندارد.» با طرح چنین تحلیل‌‌هایی، هم صحبت از منفی بودن آثار فشار بر ایران می‌‌شود و هم منطقی را پیگیری می‌‌کند که طی آن، به دولتمردان، فشار بیشتر علیه این کشور تجویز می‌‌شود.

 «اندیشکده‌ی آمریکایی مطالعات راهبردی و بین‌المللی» در گزارش نشست «برنامه‌ی پیشگیری از گسترش»، که با حضور کارشناسان از نقاط مختلف دنیا برگزار شده بود، به بررسی بحران هسته‌ای ایران پرداخته و ضمن «اعلام حساسیت فوق‌العاده‌ی چند ماه آینده»، به این نتیجه رسیده است که «به سبب امکان‌ناپذیری ذاتیِ نابود کردن دانش، که می‌تواند منجر به تولید توانمندی در این مورد خاص هسته‌ای شود، حتی یک حمله‌ی نظامی نیز نمی‌تواند برای دولت اوباما که در دور دوم ریاست‌جمهوری خود، از آزادی عمل و انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار است، راه‌حلی قطعی برای پایان دادن به برنامه‌ی هسته‌ای ایران محسوب شود.» این اندیشکده حتی در گامی جلوتر، عنوان کرده است که «تحریم‌ها نیز با وجود اثربخشی، نتوانسته‌اند رفتار حکومت ایران را تغییر دهند.»

 موضوع دیگری که در زمینه‌ی جایگاه ایران در تحولات منطقه و بین‌‌الملل، مورد توجه قرار گرفت، اتفاقی بود که عامل جنجال رسانه‌ای شد و به نظر می‌رسد که هدفی جز مشوش کردن فضا نداشته است. «پایگاه تحلیلی روس‌زبان اسرائیل‌نیوز» با انتشار خبری تحت عنوان «اسرائیل سفارت دیگری را در نزدیکی مرز با ایران افتتاح می‌کند» نوشت: «بعد از چهار سال کشمکش، سرانجام ترکمنستان موافقت کرد و نخستین سفیر اسرائیل در عشق‌آباد معرفی شده است.» این گزارش حاکی است «شمس تسور»، که از دیپلمات‌های برجسته‌ی رژیم صهیونیستی بوده و هم‌اکنون سفیر این رژیم در نیوزلند است، به عنوان نخستین سفیر رژیم صهیونیستی در عشق‌آباد معرفی شده است.

 از دیگر موضوعات مهم که توجه اندیشکده‌ها را به خود جلب کرده است موضوع «انعقاد پیمان بین‌المللی تجارت اسلحه» در مجمع عمومی سازمان ملل است. «شبکه‌ی تحلیلی‌خبری ریانووستی»، ضمن انتقاد روسیه از این پیمان، اظهار داشته است که «پیمان بین‌المللی تجارت اسلحه اهداف بسیار خوبی را اعلام کرد، اما کاملاً پوچ از آب درآمد و این چیزی است که ما را تا حدی دلسرد می‌کند.»

 همچنین موضوع کره‌ی شمالی و نحوه‌ی مفصل‌بندی تحولات این کشور با مذاکرات ایران و مطرح شدن سناریوی ایجاد معضل کره‌ی شمالی برای کنترل ایران، توسط اندیشکده‌هایی چون «بنیاد صلح کارنگی» مورد توجه قرار گرفت.

 *سناریونویسی در مورد ایران

 در بین تحلیل‌هایی که اندیشکده‌های غربی و دنیا نسبت به ایران ارائه داده‌‌اند، مهم‌ترین فاکتور در راستای رسالت آینده‌‌پژوهی و سناریونویسی خود، سناریوهایی است که برای آینده‌ی ایران نوشته‌اند یا در حال نوشتن آن هستند.

 «استفن والت» نخستین گام را برای آمریکا برداشت. وی در «فارین پالیسی» اشاره می‌کند که «اگر آمریکا و سایر اعضای گروه 1+5 می‌خواهند با ایران به توافق برسند، باید تصویر شفاف‌تر و متقاعدکننده‌تری از منافع این توافق برای ایران ارائه دهند.» وی اشعار می‌‌دارد: «باید برای نشان دادن این احتمالات امیدبخش به مردم ایران بیشتر تلاش کنند.» والت اظهار داشته است که «آمریکا می‌تواند به جای تشدید مداوم تحریم‌ها در بازداری و اعمال سیاست تحدید نفوذ و اشاره‌ی مکرر به این موضوع که جنگ بازدارنده (روی میز) قرار دارد، به‌کارگیری زور را به صراحت رد کند و با کمی جزئیات، شرح دهد مایل است برای ایران چه کاری انجام دهد.» چنین سناریویی نشان‌دهنده‌ی این است که با توجه به شرایط سیاسی ایران در بستر انتخابات، غرب به دنبال عملی کردن چه اهدافی است.

 این مقوله البته توسط «اندیشکده‌ی واشنگتن» نیز به نوعی تداوم یافته؛ به گونه‌ای که یک رشته‌ی لایتجزا را شکل داده است. «پاتریک کلاوسن» در تحلیل خود در اندیشکده‌ی واشنگتن اشاره کرده است که پیدا کردن جایگزین برای سیاست‌های غرب، نیاز به مطالعه‌ی بیشتر دارد، اما نکات کمی از این تحلیل مزیت‌ها ذکر شده است. «یکی از این نکات این است که تحریم‌‌ها به همه‌‌ی صادرات ایران کار دشواری است. بازداشتن چین، ترکیه، هند و دیگران از خرید نفت ایران به اندازه‌ی کافی دشوار بود. بازداشتن آن‌ها از خرید کود ایران نیز سخت‌تر است.»

 البته «اندیشکده‌ی واشنگتن»، در پایان به مجریان طرح‌های خود پیشنهاد می‌کند که به دلیل برون‌‌رفت تدریجی ایران از شرایط تحریم و وابستگی به نفت، غرب و آمریکا بایستی شرایط جدیدی با ایران ایجاد کند.

 این همان چیزی است که «کارگروه ویژه ایران در شورای آتلانتیک» تحت عنوان «زمان آن رسیده که در قبال ایران از تاکتیک به استراتژی رو آورده شود» به آن اشاره کرده است. تحلیل محتوای سناریونویسی این اندیشکده‌ها حاکی از این است که با ورود به فضای انتخابات، آن چیزی که اهمیت زیادی برای غرب دارد، بهره‌برداری از فضای احتمالی سیاسی در کشور است که لزوم توجه به آن توسط زعمای امنیتی و سیاسی کشور، لازم و ضروری است. این ادامه‌ی همان سناریویی است که «اندیشکده‌ی شورای آتلانتیک آمریکا» (از اندیشکده‌های فعال این کشور در ارائه‌ی راهکارها و پیشنهادات به مقامات واشنگتن در مسائل مهم بین‌المللی) و شماری از مقامات آمریکا، از جمله چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا، در زمینه‌ی آن قلم زده‌اند. این اندیشکده، در گزارشی درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران، چهار سناریوی پیشنهاد در رویارویی با ایران مطرح کرده‌ است که عبارت‌اند از:

 1. متوقف کردن توانمندی تمایل برنامه‌ی هسته‌ای ایران به سمت دستیابی به سلاح اتمی از طریق مذاکرات دوجانبه.

 2. به‌کارگیری اقدامات جدید برای افزایش ارتباطات فرد‌به‌فرد، حمایت از تحول دمکراتیک ایران و تسهیل تجارت غذا، دارو و تجهیزات پزشکی، حتی در شرایطی که اثرگذاری تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران افزایش یابند.

 3. از بین بردن توانایی ایران برای آسیب‌رسانی به منافع آمریکا در منطقه.

 4. جلب حمایت مردم ایران با افزایش دسترسی به آن‌ها از طریق رسانه‌ها، ‌فناوری‌ها و ارتباطات فرهنگی، آموزشی و ورزشی.

مرجع:

افزودن دیدگاه جدید

نگاه نخبگان

پرسش جوزف نای/ امریکا و غرب چگونه با روسیه در اوکراین مقابله کنند؟

جوزف نای

جوزف نای استاد دانشكده علوم سياسي دانشگاه هاروارد در یادداشتی درباره مقابله غرب و امریکا با روسیه نوشت: غرب باید در حالی در برابر ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه مقاومت کند که این کشور قاعده ی عدم تصرف کشوری دیگر را که از دوران 1945 به بعد وضع شد را، زیر پا گذاشته است.

استاد دانشگاه جورج میسون: بدون کمک ایران نابودی داعش ممکن نیست

جک ای گلدستون

"جک ای گلدستون" کارشناس مرکز بین المللی "وودرو ویلسون" و استاد سیاست عمومی دانشگاه جورج میسون آمریکا در مقاله ای در پلیتیکو نوشت: آیا آمریکا در جنگ با داعش است؟ روز جمعه جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید تاکید کرد " در همان مسیری که ما در جنگ با القاعده و گروه های وابسته به آن در سراسر...

گسل جدید در خاورمیانه و پیامدهای ان برای امریکا

دنیس راس

دنیس راس دیپلمات ارشد امریکایی می گوید که گسل جدیدی در عرصه سیاست خاورمیانه پدیدار شده است که پیامدهای عمیقی را برای سیاست خارجی امریکا در این منطقه به همراه خواهد داشت.

ویژه نامه

عناوین سرمقاله های رسانه های انگلیسی زبان در نیمه اول شهریور 1393

اهم عناوین سرمقاله های رصد شده توسط  سایت آمریکا نگاه نو در نیمه اول شهریور  ماه به  پیامدهای اجماع بین المللی برضد گروه دولت باصطلاح اسلامی (داعش) بخصوص همکاری  ایران و آمریکا و خطرات داعش درمنطقه ، نزدیکی  ایران و عربستان اختصاص یافته است .